تبليغاتX
فلسفه های لاجوردی

یا لطیف


سلام به همه دوستای خوبم


بنا به دلایلی  احتمالا یه مدت نتونم بیام اینجا .اما قول میدم  به زودی


با مطالب بهتر و جالب تری برگردم ........


یه مدت باید به خودم فکر کنم ویه تصمیم درست بگیرم


امیدوارم کمتر از یه ماه این دوری طول بکشه.


چون  برام دوری از شما دوستای گل خیلی سخته.


برام دعا کنید.


همیشه شاد و موفق باشید.


پ.ن:هر کجا هستم،باشم،آسمان مال من است


پنجره ،فکر،هوا،عشق ،زمین مال من است..


چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند


قارچ های غربت؟!




یا حق

+ نوشته شده توسط سميرا در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 15:18 |

یا لطیف

 

بهترین لحظات زندگی از نظر چارلی چاپلین

 

1.عاشق شدن


2.آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

.
3.بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


4.برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


5.به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


6.به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی


7.از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !


8.آخرین امتحانت رو پاس کنی


9.کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه



10.توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

 
11.برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!


12.تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


13.بدون دلیل بخندی


14.بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

.
15.از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


16.آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره



17.عضو یک تیم باشی


18.از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


19.دوستای جدید پیدا کنی



20.وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !



21.لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی



22.کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


23.یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

.
24.عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی



25.یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره



26.یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و

....... باز هم بخندی


اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

قدرشون روبدونیم.



"زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد."

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.

 پ.ن:منبع talab@yahoogroups.com

یا حق

+ نوشته شده توسط سميرا در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 15:32 |

 

یا لطیف

 

قرار بود این بار  50 مزیت زن بودن رو بنویسم اما ترجیح دادم 100 خصوصیت آدمای

  موفق رو بگم که هم در مورد آقایون صادقه  و هم خانمها.

 

 

1-  بخداوند ايمان دارند  و معتقدند كه ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در

 همه حال شاكر خداوند هستند .

2-     داراي اهداف مشخص هستند .

3-     هميشه در پي فرصت هاي مناسب هستند .

4-     داراي روحيه مداومت و پشتكار هستند .

5-     در اثر بروز مشكلات متوقف نميشوند .

6-     با متخصص مشورت مينمايند .

7-     تسليم مشكلات نميشوند و سخت كوش هستند .

8-     در مقابل جواب نه ، تسليم نمي شوند .

9-     از غير ممكن حرف نمي زنند .

10-  مي دانند كه چه مي خواهند.

11-  حاكم بر سرنوشت خود هستند .

12- محدوديت هاي ذهنشان را ؛ معيار سنجش نميدانند .

13- داراي اشتياق سوزان جهت رسيدن به هدف هستند .

14-  در پي  رسيدن به هدف خود ؛  راه بازگشتي را قرار نميدهند ؛ شايد راه را عوض كنند

 ولي هدف را هرگز .

15-  به رويا هاي خود جامه عمل ميپوشانند ؛ و اجازه بي احترامي را  نميدهند .

16-  به گفته هاي بيجاي  ؛ اين و آن آنچنان توجه نميكنند .

17- در لحظات بحراني ؛ بدنبال نقطه عطف موفقيت هستند .

18-  ذهنشان در شرايط باور است .

19- خوب گوش ميدهند و راهكارهاي مناسب را پيدا ميكنند.

20-  عقيده دارند که « هرگز » زمان طولاني است .

21-  معتقد هستند كه  با ايمان به خود ؛ هرشخصي از ذلت به قدرت ميرسد .

22-  عوامل ناخوشايند را از ذهن خود دور نگهميدارند .

23-  از نيروي ديگران نيز استفاده ميكنند ؛ با شرايط  منصفانه .

24-  ديگران را تشويق ميكنند و مورد احترام و عشق و محبت  و تقدير و ياري  ؛ قرار

ميدهند .

25-  از حسادت  و خود خواهي به دور هستند .

26-  از اظهار نظر خود ؛ ترسي ندارند .

27-  عاشق رشد و اوج هستند .

28-  پيروز ميشوند چون باور دارند .

29-  اشخاصي با احساس و هيجاني هستند كه خوب خود را كنترل ميكنند .

30-  معتقد هستند در قبال هيچ ، نصيب هيچ است .

31-  در ابتداي كار حساب ميكنند كه ؛ پاداش كار به تلاشش مي ارزد ؟.

32-  ريسك ميكنند و منتظر برنامه قطعي و 100% نيستند و زياد به استدلال اعتماد نميكنند و 

معتقد هستند كه ذهن نيمه هشيارشان  ؛ نقشه را طراحي ميكند .

33-  ارباب خويشتن هستند و مسلط بر خود .

34- معتقدند كه تمامي موفقان و قهرمانان جهان ؛ روزي شكست خورده بودند .

35- ميدانند كه جواب سوالات خود را ؛ از كجا تهيه كنند .

36- ميتوانند يك گروه متخصص مورد نياز را دور هم جمع كنند .

37-  موفقيت را يك عادت ميدانند .

38-  با كساني همكاري ميكنند كه با سختي ها كنار نميايند .

39-  ذهن خود را ماهيچه ميدانند و مانند يك ورزشكار تمرين ميكنند تا قوي تر شوند .

40-  با اراده راههاي محال را پيدا ميكنند .

41-  خواسته اشان را با تمام و جود به خود و ديگران و خداوند  ميگويند.

42-  در مقابل انتقادها و سرزنش ها صبور هستند و هدفشان برايشان مهم است .

43-  در برابر شكستها ي موقتي ؛ ميگويند اين راه اشتباه بود و راه ديگر را امتحان ميكنند .

44-  معتقد هستند كه رهبر خوب ؛ قبلا پيرو خوبي بوده است .

45-  شجاعتشان موقتي نيست و ادامه دار است .

46-  خويشتن را براحتي كنترل ميكنند .

47-  احساس انصاف و عدالت  در درون آنهاست .

48-  در تصميم گيري هاي خود ؛ قاطع هستند .

49- داراي برنامه قبلي و عملي هستند .

50-  هميشه از ديگران فعال تر هستند .

51-  داراي شخصيت خوشايند و محترم هستند .

52-  نسبت به اطرافيان ؛ احساس همدلي و همدردي واقعي هستند .

53-  بر تمام جزئيات  امور خويش احاطه دارند .

54-  حتي مسئوليت اشتباهات و نواقص همكاران و پيروان خود را مي پذيرند و به گردن

ديگري  نمي اندازند و دنبال بهانه آوردن نيستند .

55-  براحتي اصول همكاري را رعايت ميكنند ؛ و رضايت همكاران و پيروان را بدست مي آورند .

56-  هميشه در پي آن هستند كه به ديگران خدمت كنند .

57-  از رقابت نمي ترسند و از اينكه ديگري جايشان را بگيرند ؛ واهمه اي ندارند .

58-   موفقيت و زحمات  پيروان  و همكاران را به پاي خود نمي نويسند و موفقيت را بين گروه

 تقسيم ميكنند .

59-  بسيار وفادار و صميمي  هستند .

60-  در دل همكاران و پيروان ؛ ترس و هراس نمي كارند .

61-  به سمت و عنوان ؛ جهت ايجاد احترام ؛ معتقد نيستند .

62-  به وضع ظاهري خود ؛ اهميت مي دهند .

63-  ادب را همچون ؛ خدمات ميدانند .

64-  بهاي پيشرفت و ترقي را مي دهند .

65-  خواسته هاي خويش را بدون خدشه وارد كردن به حقوق ديگران ؛ بر آورده ميكنند .

66-  تنبل نيستند و كار امروز را به فردا موكول نمي كنند .

67-  در انتظار رسيدن زمان مناسب نيستند ؛ زمان مناسب را مي سازند .

68-  مشكلات آنها را خسته نميكند ؛ آنها مشكلات را خسته ميكنند .

69-  در تصميم گيري ها ؛  سرعت عمل دارند و در اجراي آن ؛ تجديد نظر نميكنند .

70-  به احتياط بيش از حد ؛ اهميت نمي دهند .

71-  چشمانشان را باز نگهداشته و نمي ترسند .

72-  براي آينده هميشه پس انداز ميكنند .

73-  توسط رفتار خوب باديگران ؛ رابطه خوب ميسازند و از اين فرصت ؛ بموقع استفاده

ميكنند .

74-  صادق هستند و از دروغ متنفر هستند .

75-  همه نقاط ضعف و قدرت خود را ميدانند و هميشه در پي اصلاح و تقويت آن هستند .

76-  براي اهداف خود زمان تعيين ميكنند .

77-  فرق خود باوري و خوستائي را ميدانند .

78-  تعادل رفتاري خود را خوب حفظ ميكنند .( ظاهرشان نشان نميدهد كه دارا هستند و يا

ندار ) .

79-  تفاوت حيا و نجابت  را با كمروئي ؛ خوب ميدانند .



80-  اهل تكبر نيستند و ميدانند كه مثلا :  فروشنده اي كه متكبر باشد ؛ مشتري هاي خود را از

دست ميدهد ویا........ .


81-  ديگران را بزرگ ميكنند .

82-  در برخورد اول اثر خوبي بر روي طرف مقابل ميگذارد .

83-  كسي با انها ؛ احساس ناراحتي نمي كند .

84-  بخشنده هستند ؛  هم نسبت به خود و هم ديگران .

85-   از افراد منفي دوري ميكنند .

86-  تا حدودي شوخ طبع هستند .

87-  براي جدي بودن ؛ از اخم  استفاده نمي كنند .

88-  در مقابل ضعيف تر از خود مغرور نيستند و در مقابل بالا دست خود ذليل نيستند و ادب را

 رعايت ميكنند  .

89-  اكثرا ؛ افراد سختي كشيده  هستند و در ناز و نعمت نبوده اند .

90-  خوب بلدند كه از خودشان دفاع  و مراقبت كنند .

91-  از تنهائي حوصله اشان سر نميرود .

92-  خنده رو هستند و قاطع .

93-  به انچه ميدانند ؛ جدا  عمل ميكنند .

94-  در باره ديگران كمتر حرف ميزنند و متقابلا در رابطه با طرحهاي بزرگ سخن ميگويند .

95-  سعي ميكنند كه دانش و اطلاعات  خود را به روز رسانند .

96-  وعده و قول بيخود به كسي نميدهند .

97-  علاوه بر برداشت ؛ مدام در حال كاشت هستند .

98-  در اموري كه به شخص ديگري مربوط است ؛ بيخود تصميم گيري  نميكنند .

99-  در ندانسته هايش ؛ براحتي ميگويد كه نميدانم و لازم بداند پس از آن تحقيق ميكند .

100-  بدنبال هدر نمودن وقت و وقت كشتن نيست و قدر زمان را خوب ميداند .

 

پ.ن1: اگر شما تمام اين موارد را در خود ويا شخصي ديديد ؛ شما يا او؛  لايق رهبري هستيد .

 

پ.ن2:منبعtalab@yahoogroups.com

 یا حق

+ نوشته شده توسط سميرا در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 و ساعت 14:45 |

یا لطیف

 

  50 مزیت مرد بودن!

 

سلام،واسه عوض شدن حال و هوای وب لاگ این مطلبو گذاشتم طولانیه ولی

ارزش یه بار خوندنو داره!قابل توجه آقایون محترم!

 

1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ،

 

 شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست!

 

2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید.

 

3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه

 

4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید.

 

5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است.

 

6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه.

 

7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید.

 

8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

 

9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی

 خیلی هم به شما میآد.

 

10- فقط شما میتونید برید استادیوم.

 

11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید.

 

12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه

  کفش قدتون رو افزایش بدید.

 

13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون

 

 تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید.

 

14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید.

 

15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید!

 

16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره.

 

17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش

عادل فردوسی پور درک میکنید.

 

18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید.

 

19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید.

 

20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید.

 

21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه

 دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟

 

22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…

 

23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون

  و گل کوچیک بازی میکنید.

 

24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری

 شهرتون رو حفظ باشید.

 

25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید.

 

26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید.

 

27- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید.

 

28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته

  وطنی رو تماشا کنید.

 

29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید.

 

30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه

 

31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این

 اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد)

 

32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید.

 

33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو

  اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید.

 

34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه.

 

35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون

 

36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو

  جلوی آیینه با خودتون ور برید.

 

37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی،

 

 آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید.

 

38- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای

LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد)

 

39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره.

 

40- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست.

 

41- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید.

 

42- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند.

 

43- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید.

 

44- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد.

 

45- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت

تمام بهش بخندید.

 

46- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را

  رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)

 

47- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد.

 

48- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید.

 

49- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید

(دیگه از این با کلاس تر؟)

 

50- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟!

 (این یکی دیگه ته ویژگی بود)

 

پ.ن1 : هر کسی که دوست داره میتونه واسه آپدیت بعدی

که میخوام ۵۰ مزیت زن بودن رو بذارم نظر بده و مزیت های

زن بودن رو بگه!

پ.ن2 :  منبع www.forum.parniaz.com

                                                     

یا حق

  

 

 

+ نوشته شده توسط سميرا در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 14:55 |

یا لطیف

 

تو این روزا و لحظه ها یی  که نیستی و ازت بی خبرم،

 

فقط  یه چیز برام مهمه:

 

این که بدونم همیشه وهمیشه خوش و خوشبخت و سلامتی .همین!

 

 

پ.ن:"بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق،تَر است."

 

 

 

یا حق

+ نوشته شده توسط سميرا در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 14:5 |

یا لطیف

 

وقتی این همه علاقه و دوست داشتن رو نادیده میگیری

 

وقتی خیلی راحت منو اززندگیت میذاری کنار....

 

وقتی برای حرفات و قولات هیچ ارزشی قائل نیستی

 

وقتی حرفای خودتو نقض می کنی..........

 

نمی دونم چی باید بهت بگم............

 

اگه حداقل برام توضیح درستی میدادی شاید این کارات توجیه میشد.

 

می دونم شاید نیایی و این نوشته رو نخونی

 

اما اینو مینویسم واسه اونایی که  میگفتن " به اون کسی که

 

اینقدر دوستش داری حسودیمون میشه.......!"

 

نمی دونم چی بگم ....یعنی چیزی واسه گفتن ندارم!

 

من همه جوره به حرفام پایبند بودم،من به تو وفادار بودم،

 

ولی تو ...............

 

وقتی سکوت می کنی یعنی یا با حرفام موافقی

 

یا اینقدر شرمنده که چیزی واسه گفتن نداری.........

 

برو به سلامت ،خوش باشی و خوشبخت،

 

شاید من اشتباه کردم ،قطعا اشتباه کردم که

 

حرفاتو باور کردم.........

 

قطعا اشتباه کردم که فکر کردم تو با بقیه فرق داری

 

تاوان این اشتباه رو هم پس میدم!!

 

به پایان این دوستی به این شکل هیچ وقت

 

 حتی فکر نکرده بودم....

 

پ.ن1: بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم

 

  هر که آرد سخن از دل به میان می خندم

 

  خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است

 

  کارم از گریه گذشته است به آن می خندم

 

 

 یا حق

+ نوشته شده توسط سميرا در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 13:54 |

یا لطیف

 

توی این روزا وشبای قشنگ ماه رمضون(عسل) یه حس وحال

 

خوبی دارم،هرچند که نمی تونم روزه بگیرم و همه حال و هوای

 

ماه رمضون هم به همین روزه گرفتنه!

 

یک روزروزه میگیرم دو روزبعدش حالم بد میشه و نمی تونم!

 

تو ی این ماه عزیز خدا رو بیشتر از گذشته احساس میکنم........

 

یازده ماه از سال هر کاری دوست داریم می کنیم،ولی ماه رمضون

 

یه جور دیگه اس حتی اگه بخوایی هم یه چیزی تو رو از

 

کارای زشت دورمی کنه........!

 

خدایا تو خیلی مهربون و بزرگی ،خیلی عزیزو دوست داشتنی هستی.

 

من بنده حقیر سراپا تقصیر رو همه جوره بخشیدی،

 

همه جوره همراهم بودی،تو بدترین و سخت ترین لحظه های زندگی،

 

همون لحظه های دردناکی که حتی از یاد آوری اونا دلم می لرزه!!

 

اگه یاد تو نبود سالها بود که مرده بودم.......

 

اما تو کمکم کردی ،تو دستای سرد و یخ زده مرا گرفتی از لبه پرتگاه

 

نجات دادی........

 

حالا هر وقت می خوام یه کاری بکنم که از نظر تو یه جورایی اشتباس

 

 همش نگاهم به زمین روم نمیشه به آسمون نگاه کنم وگناه کنم!!!

 

روم نمیشه با این همه لطف و مهربونی تو کاری کنم که تو ناخشنود بشی!!

 

پس بازم میام سراغ خودت میشینم رو به روت  و با این که کار سختیه  

 

صاف زل میزنم تو چشمات.اینقدر چشمات گیرا و مهربونه که دلم آروم میگیره،

 

بهت میگم خدایا تنها کسی که می تونه کمکم کنه خود تویی،پس یه کاری کن

 

که از این فکرای آشفته بیام بیرون که دل نا آرومم آروم بگیره!

 

یه وقتایی هم که یه چیزایی میخوام  و نمیشه و من نمی دونم که  خیر و صلاحه یا نه؟

 

میام باهات حرف میزنم اون وقته که  آروم میشم  و حتی اگه اون چیز

 

خیلی هم عزیز باشه دیگه نمی خوامش چون تو نمی خوایی!

 

 

پ.ن:خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:

 

"یادت می آید ،تو را دو بال و دو پا آفریده بودم؟

 

زمین و آسمان هر دو برای تو بود.اما تو آسمان را ندیدی.

 

راستی عزیزم بال هایت را کجا جا گذاشتی؟"

 

انسان بر شانه هایش دست گذاشت و جای خالی چیزی را

 

حس کرد.آن وقت رو به خدا کرد و گریست...........!

 

 

یا حق

+ نوشته شده توسط سميرا در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 14:21 |

یا لطیف

 

بعد از گفتن حرفای دلم بهت یه حس خوبی داشتم ، یه آرامش نسبی!

 

شاید این حرفا، یه بخش کوتاهی از همه حرفا ی د لم بود ،

 

اما اونقد ر بود که با گفتنش یه کمی از با ر سنگین درد دلام کم بشه!

 

اما الان که فکر میکنم  می بینم من  حق نداشتم غصه هامو به تو بگم ،

 

چون تو  داری یه کوله با ر سنگینی از غصه ها رو به دوش میکشی!

 

این روزا با دلتنگی می سازم ،با دوری از تو،ندیدنت.،تنهایی هام!

 

می دونم این همه فاصله،دوری،مشغله و... باعث میشه که ....!

 

با اینا هم کنار میام!

 

باید  واقع بین باشم واقعیت و حقیقت اینه که من و تو هیچ وقت به هم نمی رسیم!!!!

 

هرچند واقعیتی تلخه اما هست و باید خودمو با این هم سازگار کنم که یه روزی هم

 

میرسه که دیگه هرگز نمی بینمت........!

 

خب این دوری های  این روزا رو میذارم به حساب  تمرینی برای  اون دوری همیشگی!

 

سمیرا دوباره داری توی آینده زندگی میکنی....بی خیال! الان رو دریا ب

 

تا اون موقع خدا بزرگه شاید تا اون موقع یاد بگیری که با غم فراغ چطوری کنار بیایی!!

 

 

پ.ن1:میگن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم میشه میدونستی چشمای

 

تو شیشه عمر منه!؟

 

پ.ن2: میترسم وابستگی هام اینقد ر زیاد بشه که جدایی ازت برام بشه عذاب ابدی!

 

 یا حق

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سميرا در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 11:21 |

  یا لطیف


  با خودت فکر کن چقدر نشستی غصه روزایی رو خوردی که رفتن 


و از اونا فقط خاطره ها باقی موند............... 


اصلا یه بار با خودت خلوت کن،ببین چه چیزایی رو در قبال بدست آوردن


  چه چیزایی از دست دادی!یه حساب دو دو تا که بکنی می بینی 


همش ضرر کردی اون چیزایی که از دست دادی ارزشش بیشتر بوده!!!


  بسه دیگه با خودت صادق باش تا کی می خوایی با خودت لج کنی؟! 


رها کن این کلاف سر در گم زندگی رو............... 


از بین این همه شلوغی و آشفتگی خودت رو و راه زندگیت رو پیدا کن 


هیچ کس به جز خدا نمی تونه برای رسیدن به آنچه می خواهی به تو   کمک کنه.



خیلی سعی می کنم از دوریت آروم باشم ،خیلی می خوام     


         با دلتنگی هام کنار بیام ،اما افسوس فایده ای نداره.............


         یه لحظه هایی بغض هایی که فرو می خورم اشک میشه و فرومی باره


  کاش این قدر از هم دور نبودیم!!!!!!!


  پ.ن:من همیشه خودم رو حتی با بد ترین شرایط زندگی وقف دادم


         اما الان حس می کنم دوری تو برام غیر قابل تحمله!خودت بگو چه کنم؟!              

+ نوشته شده توسط سميرا در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 13:38 |

یا لطیف

 

بازم یه مدت طولانی از اینجا دور بودم،مدتی که اتفاقات

 

زیادی برام افتاد،با خیلی مسائل روبه رو شدم .

 

این روزا  دوباره ذهنم مثه یه کلاف سردرگم شده که

 

نمی تونم سر این کلاف رو پیدا کنم.نمی تونم برای آینده ام

 

یه برنامه درست بریزم.

 

به این نقطه رسیدم که زندگی بازم با من سر ناسازگاری داره.

 

بلند پروازی های منم دیگه داره خودم رو هم اذیت می کنه!

 

مثه همیشه و همه روزا اون چیزی که فکر می کنی نمیشه

 

هر چی که قرار ه اتفاق بیفته ، اتفاق میفته و تو ناظر این رخدادها!

 

هرچی که توی ذهنم دنبال دلایل بعضی وقایع می گردم نه تنها

 

به نتیجه نمی رسم  که بد تر کلافه میشم.

 

اصلا بی خیال میشم میگم من که حریف این روزگار نمیشم

 

بذار هر چی میخواد بشه!!!

 

تو خیالم  سعی می کنم خیلی ها رو  ببخشم،

 

                                 و همین طوری با خودم کنار میام!                             

 

حس میکنم اگه نباشم شاید خیلی ها راحت تر باشن،چون اصلا

 

حضور منو حس نمی کنن.

 

واسه همینه که برای رفتن هر روز بیشتر ازدیروز عجله می کنم.

 

پ.ن: یه بار دیگه هم گفتم شاید رفتن پاک کردن صورت مسئله باشه

 

اما در حال حاضر راه حل بهتری ندارم .تو راه  حل بهتری بلدی؟

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سميرا در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 و ساعت 13:40 |